موشک هایی که از کشتی های سریع السیر یا هواپیماها شلیک می شوند و علاوه بر این ها ایران تعداد بسیار زیادی سکوی زمینی و متحرک برای پرتاب موشک دارد که در طول ساحل شرقی خلیج فارس گسترده شده است. البته رزم ناوهای کوچک ایران نیز در برابر رزم ناوهای آمریکایی و هواپیماهایی که برای سرکوب این نوع تهدیدات وجود دارد، کاری از پیش نمی برد، اما باز هم در خلیج فارس اوضاع متفاوت است، چرا که بمب های دریایی سلاح گسترده ای برای نیروهای آمریکایی به شمار می رود، آنهم در خلیجی که مملو از اهداف کوچک و بزرگ است، همچنان رزم ناوهای آمریکا نمی توانند در خلیج فارس فعالیت خوبی داشته باشند و به علت عمق کم در بیشتر بخش های خلیج فارس زمین گیر می شوند.
این معادله در مورد سایر پایگاه های کشورهای همسایه ایران نیز وجود دارد. برخی از ایرانی ها می گویند که موشک های فاتح 100 دقت بسیار بالایی دارند و دست کم تاکنون سه نسل از آنها تولید شده است. ایرانی ها این موشک را موشک لبنان می خوانند، چرا که برد آن و شرایط محیطی آن با جغرافیای لبنان تناسب زیادی دارد و اصلا برای همین کشور ساخته شده است.
فاتح البته می تواند پایگاه های آمریکا در قطر و امارات و عربستان سعودی را تهدید کند. همچنین تاسیسات نفتی و مراکز صادراتی در این کشورها نیز هدف این تهدیدات هستند.
ایران طبعا علاوه بر فاتح تعداد زیادی از موشک های شهاب 2 و شهاب 3 را در اختیار دارد، چرا که سالها از تولید انبوه آن ها گذشته است. این ها می تواند سامانه های دفاع موشکی مستحکمی برای ایران در خلیج فارس یا حتی افغانستان ایجاد کند.

جنگ بدون مرز:
دو
عامل اساسی وجود دارد که عوامل اصلی تردید آمریکا در ورود به ماجراجویی
نظامی با ایران به شمار می ورد، اول اینکه منحصر شدن این جنگ در مرزهایی که
آمریکا می خواهد باقی بماند، سخت است. نکته دوم اینکه جنگ بر ضد ایران
اولین جنگی خواهد بود که ارتش آمریکا بر اساس شرایط جنگ های نوین باید وارد
آن شود، چرا که ایران ارتشی متعلق به یک قرن پیش ندارد، بلکه ایران به
خوبی نقاط قوت آمریکا را شناخته و تجهیزات لازم برای از بین بردن کارآیی آن
ها را فراهم کرده است.
به عبارت دیگر جنگ با ایران به
معنای یک عرصه برای به نمایش گذاشتن تکنولوژی برتر آمریکایی نیست، چرا که
ارتش آمریکا به خوبی می داند که در این جنگ در معرض ایجاد اختلال در
رادارها و سامانه های جی پی اس خود قرار می گیرد و حتی ممکن است هواپیماهای
بدون سرنشین نتوانند از طریق ماهواره با پایگاه های خود ارتباط بگیرند.به
این معنا آمریکا از فعالیتهای اطلاعاتی و الکترونیک محروم خواهد ماند.
این
در حالی است که این تجهیزات رکن اساسی دیدگاه های جنگی آمریکا در جنگ های
امروزی را شامل می شود. به عنوان مثال غیر ممکن است که آمریکا بتواند بدون
سامانه جی پی اس از سامانه های موشکی دوربرد خود استفاده کند. تنها راه
استفاده از تجهیزات در این شرایط استفاده از سامانه های لیزری یا دوربینی
خواهد بود و این نیز مستلزم استفاده از بمب افکن ها یا هواپیماهای بدون
سرنشین و پرواز آنها در نزدیکی هدف خواهد بود که خطرات دفاع هوایی ایران آن
را تهدید می کند.
این نگرانی ها مبالغه یا ارزیابی های صرف نیست،
بلکه تمام اینها مبتنی بر واقعیت هایی است که در میدان عمل به اثبات رسیده
است، به عنوان مثال ایران سال گذشته یک هواپیمای بدون سرنشین آمریکا را از
آسمان خود فرود آورد. آمریکایی ها در آن زمان از این اقدام غافلگیر شدند،
چرا که ایران ماهواره های جاسوسی آمریکایی که بر فراز ایران قرار داشت را
کور کرد و این کار احتمالا با شعاع لیزر و پرتو آن در عدسی ماهواره های
صورت گرفت.
نتیجه این حوادث
این است که ایران رادارها و تجهیزات اطلاعاتی را در اختیار دارد که
می تواند هواپیماهای رادارگریز و ماهواره های آمریکایی در مدار کوتاه را
رصد کند. این برای نظریه پردازان جنگی نگرانی های زیادی ایجاد می کند.
بمب افکن های بی 2 آمریکا که نوک پیکان آمریکا در حمله هوایی است، کند و با
قابلیت مانور پایین است، این بمب افکن ها بیشتر بر ویژگی اختفای خود حساب
می کنند تا بتوانند وارد حریم هوایی دشمن شوند و دفاع هوایی آن ها را هدف
قرار دهند، این در حالی است که ایران ثابت کرده که قدرت شکست دادن تکنولوژی
رادارگریزی آمریکا را دارد و به این ترتیب گران قیمت ترین بمب افکن های
آمریکا که این کشور کمتر از 20 فروند از آن ها را در اختیار دارد، هدفی
آسان برای دفاع ضد هوایی ایران به شمار می رود.
برچسب:
نویسنده: مهسا نوروزی
تاريخ: دوشنبه
23 اسفند
1395 ساعت: 20:41